محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

352

آثار عجم ( فارسى )

دخمه‌ها قدم گذارده و نقشه‌اى از صور دخمه‌ها بر روى گچ برداشته . بيان ذلك : صورتهايى را كه منقور بر احجار است ، نخست از گرد و غبار شستشو كرده ، خشك ساخته ، پس با روغنى آنها را چرب نموده ؛ آنگاه گچهاى خوب بسيار نرم ولايتى را به آب سرشته ؛ نزديك به بستن گچ ، بر آن احجار زده به آلت بنّايى ؛ گچ را تخت نموده ؛ بعد از چند دقيقه تا هنوز رطوبتى در گچ بوده ؛ با كارد ، گچ را تخته تخته بريده و از روى احجار برداشته ، در حالتى كه عكس صور بر روى گچ برداشته شده ؛ يعنى هر جا كه روى سنگ تحدّب « 1 » داشته ، بر روى گچ تقعّر « 2 » پيدا نموده و بالعكس ، بالعكس . بالجمله ، اين فقير دو نفر از اشخاص كمر رو را به اتّفاق در آنجا برده و مبلغ معيّنى را داده تا از زمين به آنجاها صعودم دهند ؛ ابتدا آنها بالا رفتند . از مشاهدهء رفتنشان به بالا ، توحّشى داشتم ؛ چه جاى اينكه مرا بالا كشند ، مجملا طنابى را كه همراه برده بودند ، از بالا به زير نموده ، دو نفر ديگر پائين بودند ، آن طناب را به كمر و شانه‌ام محكم بستند ؛ دو نفر مرا به بالا كشيدند با هزار گونه وحشت كه از برايم دست داده بود . چون در آن بلندى مستقر گرديدم ، هر گاه نظر به پائين كوه و به جانب صحرا مىافكندم ، وحشت بر وحشتم مىافزود ؛ لهذا چشم از نظارهء صحرا مىپوشيدم . صورتهايى كه در جلوى اين دخمه بود ، بعينه مثل صورتهاى جلوى دخمه‌هاى تخت جمشيد است و تغييرى به آن صورتها ندارند [ 207 f ] همان صورت پادشاه بر روى پلّه‌هاى سه‌گانه و داشتن كمان در دست و صورت ديگر كه از سر تا كمر انسان و اسافل اعضايش چون مرغ و بال گشاده و صورت قرص آفتاب و مجمرهء آتش و علامت ستونها و صورت آدمهاى زير پاى پادشاه كه دستها را بلند كرده و تخت پادشاه را گرفته‌اند ، تمام بدون كم و زياد ، مانند دخمه‌هاى تخت جمشيد كه گويا يك استاد ساخته باشد يا اينكه از روى دخمه‌هاى تخت جمشيد نقشه برداشته ، در اينجا به كار برده باشند ؛ و تفصيل طرّاحى و حركات آن صور را چون پيش از اين نگاشته‌ام ، اينجا حاجت به بيان و تفصيل نيست . خلاصه : داخل دخمه شدم ، در اندرون دخمه نيز همان طاق و همان رواق و همان مقبره و همان سنگ روى مقبره كه در دخمه‌هاى تخت جمشيد است الّا فرقى كه دارند مذكور خواهد شد .

--> ( 1 ) . برجسته شدن و كوژپشت گرديدن . ( 2 ) . گود شدن و به عمق فرو رفتن .